پروژه های معماری

پیست اسکی چمن مصنوعی نیروگاه کپنهیل، نمونه معماری پایدار در جهان

Night mode

پایداری و کاربرد آن در جامعه مدرن به عنوان یکی از موضوعات مهم در حوضه محیط زیست و ساخت و ساز در سال‌های اخیر به طور جد دنبال و اخیراً مقداری لذت و خوش‌گذرانی نیز با آن ترکیب شده است. پجارک اینگلز به عنوان یکی از سرشناس‌ترین معماران قرن ۲۱، در جدیدترین اثر خود اصل پایداری را با کارخانه بازیافت زباله و تولید انرژی ترکیب کرده و آن را به یک پیست چمن مصنوعی به ارتفاع ۴۹۰ متر تبدیل کرده است. با معرفی پیست اسکی کپنهاگن به عنوان نمونه معماری پایدار در زندگی اجتماعی شهر با ما همراه باشید.

پایداری یک طرز فکر اصیل در عصر کنونی است. گروه پجارک اینگلز (BIG) این اصل را با بازآفرینی ترکیب و یک پروژه مهم و انقلابی به ثمر رسانده‌اند. کپنهیل یک کارخانه بازیافت زباله و تولید انرژی در بخش آماگر کپنهاگن است. این کارخانه استراتژی استفاده از فناوری‌های پاک را دنبال‌ می‌کند اما به گفته خود پجارک اینگلز، آن‌ها در طلب این بودند که کارخانه را به بستری فرهنگی و اجتماعی برای این شهر تبدیل کنند.

بیشتر بخوانید: معماری پایدار چیست؟ از تاریخچه تا نمونه‌های شاخص در ایران و جهان

کارخانه بازیافت زباله کپنهیل سالانه ۴۰۰ هزار تن زباله را‌ می‌سوزاند و برق لازم برای  به ۶۰ هزار واحد مسکونی و انرژی لازم برای گرم کردن ۱۶۰ هزار واحد مسکونی را تأمین‌ می‌کند. همه این آمار و ارقام نشان از بزرگی این واحد صنعتی دارد.

نمونه معماری پایدار در نیروگاه تولید انرزی کپنهیل

این تأسیسات نیروگاهی جدید کپنهاگن که مساحتی قریب به ۴۱ هزار متر مربع دارد توسط مرکز کنترل منابع آماگر (ARC) مدیریت می‌شود و توسط گروه بیگ یا همان پجارک اینگلز طراحی شده است. هدف از این پروزه که یکی از شاخص‌ترین کاربردهای پایداری نیز به شمار می‌رود تبدیل این کارخانه به پاک‌ترین و سالم‌ترین تأسیسات بازیافت زباله در جهان است که در واقع گامی کوچک از برنامه بزرگ تبدیل کردن شهر کپنهاگن به اولین شهر عاری از کربن تا سال ۲۰۲۵ است.

پیست اسکی کپنهاگن؛ نمونه معماری پایدار در جهان

سقف این تأسیسات از دال‌های بتن مسلح ساخته شده است که در زیر آن مخازن ذخیره‌سازی پیشرفته آب به منظور خنک‌سازی دمای فضای داخلی قرار دارد. این کارخانه زیر یک پیست اسکی چمن مصنوعی به طول ۴۹۰ متر و ارتفاع ۸۰ متر پوشیده شده است. این مجموعه همچنین شامل یک کافی‌شاپ، سالن ورزشی، بهترین چشم‌انداز از شهر کپنهاگن به توجه به ارتفاع زیاد آن و فضایی سبز متشکل از ۲۰۰ درخت‌ می‌شود. تمامی این امکانات با هزینه تقریباً ۲۵ پوندی در اختیار فرد قرار‌ می‌گیرد.

پجارک اینگلز در خصوص ایده تبدیل یک نیروگاه به پیست اسکی این گونه عنوان داشته است که در دانمارک کوه بسیار کم است و ما دانمارکی‌ها برای تجربه اسکی باید نزدیک به ۶ ساعت در حرکت باشیم تا به یک پیست اسکی برسیم. از این رو تصمیم جدی بر عملی‌سازی یک پیست اسکی چمن مصنوعی اتخاذ شد. علاوه بر این در کنار دریاچه‌های نزدیک به نیروگاه امکانات مربوط به اسکی روی آب نیز در نظر گرفته شد.

اما اینگلز به این پروژه فراتر از یک بازآفرینی نگاه‌ می‌کرد و هدف اصلی آن تمرکز و اجرای باور قلبی خود مبنی بر نقش تکاملی پایداری و کاربرد آن درون یک جامعه بوده است. در همین خصوص او عنوان کرد که:

“هدف و نیت ما چیزی فراتر از یک ساختمان و کارخانه پاک بود زیرا همان‌طور که اطلاع دارید این نیروگاه تولید انرژی بر پایه فناوری پاک بنا نهاده شده است. بلکه ما در تلاش برای ایجاد بستری مناسب برای زندگی اجتماعی و فرهنگی شهر بوده‌ایم. پایداری نباید تنها جنگی برای محیط‌زیست باشد بلکه هدفی به منظور افزایش کیفیت زندگی به منظور پایدارسازی آن نیز است. پایداری لذت جویانه جزئی مطلق از آینده است.”

نمونه معماری پایدار در نیروگاه تولید انرزی کپنهیل

نمونه معماری پایدار در پیست اسکی کپنهیل

نیروگاه تولید انرژی دارای یک پلن مستطیلی با دو سقف موازی قطری است که موجب شکل‌گیری یک شیب با پیچ تند از سمت راست ساختمان تا سطح زمین‌ می‌شود. به همین دلیل هم معماران فرم کوه مانند را دنبال کردند. از طرفی هم یکی از مهم‌ترین علایق گروه بیگ استفاده از فرم کوه مانند است که در دیگر پروژه‌های آن‌ها نیز نمود پیدا کرده است.

کل ساختار این ساختمان دارای اسکلت فولادی است و تنها سقف آن با مجموعه ای از دال‌های بتنی شیب‌دار ساخته شده است. سطح خارجی آن نیز با استفاده از ورق‌های آلومینیومی به ابعاد ۳/۳ متر در ۱/۲ متر پوشانده شده که در حفرات متناوبی گیر داده شده‌اند. این حفرات با نورگیر‌هایی کرکره‌ای یا تهویه‌ای پر شده‌اند.

در آغاز پروژه اینگلز عنوان کرد بسیاری از نیروگاه‌های تولید انرژی صرفاً جعبه‌هایی بزرگ و زشت هستند اما شیبی که در فرم این نیروگاه وجود دارد از این اصل مستثنا خواهد بود. ایده اولیه آن‌ها جا‌به‌جایی دودکش و تغییر آن بود اما چندان دوام نداشت.

در این حین که آن‌ها یعنی گروه بیگ درگیر سقف شیب‌دار نیروگاه بودند، اینلگز عنوان داشت که وجود این شیب در واقع پاسخی مستقیم به پیش‌نیاز‌های ماشینی درونی در نیروگاه‌های تولید انرژی از زباله است. به طوری که در نیروگاه‌هایی که با سوزاندن زباله کار‌ می‌کنند، زباله‌ها با استفاده از واگن یا کامیون‌هایی به محل‌ می‌رسند و سپس در یک گودال یا مخزن مخصوص فرآوری‌ می‌شوند. زباله‌ها سپس در یک کوره سوزانده‌ می‌شوند که در نتیجه آن دما‌ می‌تواند به بیش از ۱۰۰۰ درجه سانتی‌گراد برسد. این مقدار گرمای تولید شده به سمت سیستم‌های حرارتی هدایت‌ می‌شوند و از آن‌ها در گرم کردن آب و تولید برق استفاده‌ می‌کنند.

خاکستر تولید شده در اثر این فرآیند گردآوری شده و طی مراحلی در مخازنی بزرگ که اسکروبر یا دستگاه تصفیه گاز کوره بلند نامیده‌ می‌شوند، تمامی مواد شیمیایی مضر آن حذف‌ می‌شود. این خاکستر‌ها بعد‌ها به منظور ساخت مصالح ساختمانی مورد استفاده قرار‌ می‌گیرند.

اسکی روی اب در نیروگاه کپنهاگن، نمونه معماری پایدار در جهان

بخار خارج شده از این اسکروبرها معمولاً از طریق یک دودکش بلند به اتمسفر هدایت‌ می‌شود که ارتفاع این دودکش در نیروگاه کپنهیل به ۱۲۵ متر‌ می‌رسد. از این رو توالی بازیافت زباله در داخل این نیروگاه توسط ماشین‌آلاتی صورت‌ می‌گیرد که به تدریج ارتفاع آن‌ها افزایش‌ می‌یابد. کم ارتفاع‌ترین بخش نیروگاه گودل یا مخزن فرآوری است، بعد از آن کوره قرار داد که ارتفاع به مراتب بیشتری دارد و در آخر هم از همه بلندتر اسکروبر است. از این رو با استفاده از اصل پایداری، شکل طبیعی این نیروگاه به بستر مناسبی برای ایجاد یک پیست اسکی در پشت‌بام تبدیل شد.

فاکتورهای ریسک و کاهش آن‌ها در پروژه

با این وجود، اقدامات و پیش‌بینی‌های مشخصی در خصوص اطمینان از تطبیق‌پذیری پیست اسکی و پارک در بالای ساختمان و همچنین میزان خطر و مخاطره‌آمیز بودن آن صورت گرفت. با توجه به میزان فشار و دمای بالایی که در اسکروبر و کوره‌ها وجود دارد، بزرگ‌ترین ریسک در این پروژه در حقیقت خطرات مربوط به ترکیدن یا انفجار کامل سقف بود.

به منظور جلوگیری از این حادثه، نه تنها سقف از دال‌های بتنی مسلح ساخته شد بلکه مجموعه‌ای از مخازن آب پیشرفته به منظور خنک‌سازی فضای زیر سقف و خاموش کردن هر گونه آتش‌سوزی در صورت بروز مورد استفاده قرار گرفتند. با این حال، اگرچه نیروگاه از سال ۲۰۱۷ مشغول به کار بوده است اما تنها چند ماه است که به طور رسمی درهای آن به روی عموم باز شده است.

از زمان شروع به ساخت این نیروگاه تا به پایان رسیدن آن مشکلات بسیاری مسیر اجرای این پروژه را مختل کردند که از مهم‌ترین آن‌ها‌ می‌توان به چند مورد زیر اشاره کرد.

  • مشکلات در طراحی خطوط بخار آب اصلی
  • نقص فنی در نصب و راه‌اندازی کوره‌های زباله‌سوز
  • مشکلات مربوط به سیستم تصفیه گاز
  • فرایند تأمین بودجه شهر کپنهاگن

زیرساخت‌های انرژی در نیروگاه کپنهیل؛ نمونه معماری پایدار

کپنهاگن با به واقعیت تبدیل کردن این پروژه یک نمونه جامع و کامل از نیروگاه‌های تولید انرژی از زباله را در اروپا به ظهور رساند. نیروگاه کپنهیل در میان ۲۲ نیروگاهی که در این شهر و حومه در حال فعالیت هستند از همه بزرگ‌تر است. این نیروگاه امروزه به ۹۸ درصد از شهر خدمات‌ می‌رساند و تولید دی اکسید کربن را به میزان ۶۵۰ هزار تن در هر سال کاهش داده است.

فضای سبز نیروگاه کپنهیل، نمونه معماری پایدار در جهان

بسیاری بر این باور هستند که این گونه از نیروگاه‌های تبدیل زباله به انرژی چندان هم پاک نیستند و در واقع سوزاندن زباله‌ها منبع تجدید پذیری از انرژی نیست و باعث آزادسازی مواد سمی هر چند به مقدار بسیار کم به اتمسفر‌ می‌شود.

با این حال، پروژه کپنهیل گامی بسیار بزرگ به سوی صنعت تولید انرژی از زباله است و‌ می‌تواند آوازه کپنهاگن و دانمارک در پیشگام بودن در عرصه نوآوری‌های زیست‌محیطی را افزایش دهد. علاوه بر این، پروژه نیروگاه کپنهیل تلاشی بلند پروازانه به منظور دادن جلوه‌ای انسانی و فرهنگی به پایداری و نهادینه‌سازی کاربرد آن در زندگی مدنی شهر است.

سخن آخر

پایداری همیشه یکی از مهم‌ترین اصول زیست‌محیطی بوده است که هر روز تلاش‌های گسترده‌ای به منظور نهادینه‌سازی کاربرد آن در میان مردم و دمیدن آن در روح زندگی شهری صورت‌ می‌گیرد. ترکیب پایداری با نیروگاه‌های تولید انرژی اقدامی جاه‌طلبانه اما مهم بوده است. پروژه کپنهیل با همه مشکلاتی که با آن‌ها دست و پنجه نرم کرده، بدون شک یکی از بهترین نمونه معماری پایدار در جهان و گامی بسیار بزرگ در جهت رسیدن به این آرمان است.

آگهی
منبع
building
برچسب ها

آکو بیری

سلام، متولد بوکانم، بوکان تهران نه، بوکان کردستان، ما رو چه به این‌همه کلاس. قدیما که میتونستیم ماهی بخوریم، با سه‌چرخه میوه میفروختم. خاتمی که رفت منم رفتم. اون رفت خونه و منم رفتم قزوین دانشگاه. احمدی‌نژاد که رفت منم رفتم. اون رفت خونه و منم رفتم دانشگاه تهران. بعد ارشد برجام که شد رفتم سربازی. الانم در خدمت کارگشا هستم. بیکار بشم فوتبال میبینم و پلی‌استیشن بازی میکنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن